با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی

 

در نظر دارم امروز شما را با یک سایت آشنا کرده که به وسیله آن قادر به ارسال اس ام اس رایگان خواهید بود.بعد از ورود به سایت شماره تلفن همراه خود را وارد کرده تا به شما یک رمز داده شود بعد به وسیله آن قادر خواهید بود وارد پنل شخصی خود شوید.برای رفتن به سایت روی ورود کلیک کنید

ورود


برچسب‌ها: sms رایگان ارسال کنید, اس ام اس رایگان, پنل ارسال رایگان اس ام اس, تماس رایگان

تاريخ : پنجشنبه 1390/10/15 | 8:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |


تاريخ : پنجشنبه 1393/05/02 | 11:10 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |


تاريخ : پنجشنبه 1393/05/02 | 11:6 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |



تاريخ : پنجشنبه 1393/05/02 | 11:5 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |

شوی فلسطین ...
فلسطین ...
این روزها ؛ انگار تبدیل به شـــــــــــــــــویی از
انواع آدمکشی و جنایت در حق مردم مظلومش در برابردیدگان جهانیان شده است ....
هر چه جنایت فجیع تر ؛ تشویق ها و حمایت ها از جانی و باعث این همه جنایت بیشتر
در این شو در بین تماشاچی ها بعضی ازسران عرب هستن که همچنان زیر چادرهای
همسرانشان پنها ن هستن...
اللــــــــــــــــــــــــــهم عـــــــــــــــــــــجل لولیـــــــــــــــــــــــــــــــک الفــــــــــــــــــــــــــــــــــرج ....



تاريخ : پنجشنبه 1393/05/02 | 11:4 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |
امام خمینی (ره): اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.
بر هر مسلمانى لازم است كه خود را علیه اسرائیل مجهز كند.
«صحیفه امام، ج 16، ص 490»


تاريخ : پنجشنبه 1393/05/02 | 11:2 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |
زیر ِ بـــــارآن مے ایستَم

میگویَند مــُـــد است ایـن روزهـــآ
عشـــــق بازے زیر ِ بارآن
با اشک هاے ابـــــر ....
دل نِمے سوزانَم بَراے ابرے کہ اَز شِدت گِریــہ
بــہ هِقـــــ هـِــــق افتاده است
دِلَم بَراے خُـــــودَم مے سوزَد
كه از فِشار دِلتَنگــــــے
خیلی وَقت است نَفَسَـــــم بُریده بُریده و بَند استـ


تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 3:24 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |
تـــ♥ـــو را كــــه نمی تـــوانـــــم....
حـــذف كنـــــم از آسـمـــــان دلــــــم....
بـــه گمــــانـــم بــــایــــد " منــــی " را نــــابــــود كنــــم
كـــــه....
ضمیــــــر مخــــاطبــــش تنــــــها " تـــ ♥ــــو " هستـــی... !


تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 3:23 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |



تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 3:21 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |

ﺳﺨﻨﮕﻮی ﮔﺮﻭﻩ وهابی ﺩﺍﻋﺶ :
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﺮﺍﻕ٬ ﻧﻮﺑﺖ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﻭﺧﻮﻥ
ﻣﻴﻜﺸﻴﻢ
ﭘﯿﺎﻡ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻫﮏ ﺗﮑﻔﯿﺮﯼ ﺩﺍﻋﺶ ﺩﺭﻗﺒﺎﻝ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
ﺑه ﺸﻤﺎ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻣﯿﺪﻳﻢ !!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﯿﺴﺖ !!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻧﯿﺴﺖ !!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﻮﺻﻞ ﻭ ... ﻧﯿﺴﺖ
و ماهم عرب نیستیم!
ما از نژاد کوروشیم
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ......... ﺳﺮﺯﻣﯿﻦمادریِ من
ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻧﺶ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻭ ﺏ ﺷﻤﺎ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻣﺮﮒ ﺭﻭ ﺁﺭﺯﻭﺗﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ
ﮐﺮﺩ !!
مرز ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﻻﺷﻪﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﺮﺩ.
زنده باد ایران و ایرانی
ما فرزند کوروشیم .............



تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 3:20 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |


تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 2:52 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |



تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 2:50 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |



تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 2:46 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |

خدا همیشه یه پله از شما بالاتره!
نه به این علت که خداست.نه
برای اینکه دسستونو بگیره!!



تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 2:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |
آقای کافی نقل می‌کردند:
داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین‌های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود، اون موقع هم که روسری سرشون نمی‌کردن!
هی دقیقه‌ای یکبار موهاشو تکون می‌داد و سرشو تکون می‌داد و موهاش می‌خورد تو صورت من. هی بلند می‌شد می‌شست، هی سر و صدا می‌کرد.
می‌خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.
برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)
گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟
بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!
گفتم: این خانم ماست.
گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند.
گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.
یهو یه چیزی به ذهنم رسید.
بلند گفتم: آقای راننده!
زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟
گفت: آقاجون، ماشینه!
ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!
گفتم: چرا؟! دیدم.
ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه!
گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟
گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می‌دونم!
چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،
انگولکش نکنن ،
خط نندازن روشو ...
گفتم: خب، چرا شما نمی‌کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.
این ماشین عمومیه!
کسی چادر روش نمی‌کشه!
اون خصوصیه روش چادر کشیدن!
"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم".


تاريخ : پنجشنبه 1393/04/05 | 5:12 بعد از ظهر | نویسنده : محمدجوادعمرانی |